السيد موسى الشبيري الزنجاني
5793
كتاب النكاح ( فارسى )
بر گردن مرد نباشد زن و مرد به يكديگر نيازمندند و سراغ ازدواج مىروند ، پس ممكن بود اصلًا نفقه و مهر شرط ازدواج نباشد . نتيجه اينكه در مواردى كه زن بضاعت ندارد و به حرج بيفتد شارع اين طور نيست كه هم ازدواج را لازم بشمارد و هم حكم كند كه زن حق فسخ ندارد و هم طلاق را واجب نداند بلكه شارع ممكن است حق فسخ به زن بدهد و اگر حق فسخ هم به او نداد مرد را الزام به طلاق كند . پس اين دليل نيز تمام نيست . اما استدلال به اينكه امضاى اين نكاح خلاف حكمت است و ازدواج ادامه پيدا نمىكند ، اين هم تمام نيست . هميشه اين طور نيست كه ازدواج دوام پيدا نكند ، اگر طرفين عالماً اقدام كردند طبيعى است كه ازدواج ادامه پيدا كند و اگر جاهل هم باشند گاهى ازدواج ادامه پيدا مىكند و گاهى ادامه پيدا نمىكند . ادامه ازدواج به اخلاق زن و خواستگار داشتن و نداشتن زن و امور ديگر ارتباط دارد و نمىتوان گفت كه حتماً به طلاق منجر مىشود . ادامه بحث را در جلسه آينده دنبال مىكنيم . « * و السلام * »